أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
40
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و ايمان آوردهايم و چون با رؤسا و اكابر خود بخلوت بنشينند گويند كه : ما با شمائيم و ترك دين خود نگرفتهايم به آنچه بنزديك ايشان ميرويم و ميگوئيم كه : ايمان آوردهايم بر ايشان افسوس ميداريم ، و مراد به « شياطين » رؤساى ايشاناند عبد الله عباس گفت : ايشان پنج كس بودند از جهودان كعب اشرف در مدينه ، و ، ابو برده در بنى اسلم ، و عبد الدار در بنى جهينه ، و عوف بن عامر در بنى اسد ، و عبد الله بن سواد در شام ، و شيطان هر متمرّدى باشد عاتى از جنّ و انس ، و مار خبيث را « شيطان » خوانند « كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ اى الحيّات » . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 15 ] اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ ( 15 ) خداى تعالى جواب ايشان ميدهد و ميگويد كه : خداى بر ايشان استهزا و افسوس مىكند و فرو ميگذارد ايشان را در كفر و ضلالت و جهالت ايشان تا سرگشته ميشوند و همچنان در سرگشتگى كفر خود مىباشند ، « استهزاء از خدا » جزاى استهزاى ايشان بود يعنى خداى تعالى جزاى استهزاى ايشان بديشان رساند همچنانكه جزاى بدى را بدى خواند : « وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها » ، و استهزاء بنزديك عرب عيب باشد يعنى خداى ايشان را بر استهزا عيب مىكند عبد الله عباس گفت : اين در قيامت باشد كه چون مؤمنان در بهشت بر تختهاى خود بنشينند و كافران در دوزخ بجاى خود برسند حق تعالى بفرمايد تا درى از بهشت در دوزخ گشايند در آنجا كه منافقان باشند ايشان بنگرند درى گشاده بينند تاختن كنند و به روى در مىآيند و ميخيزند و بسر يكديگر در مى - افتند تا برنجى عظيم بدان در برسند و بهشتيان از تختهاى خود مىنگرند ؛ راست چون پندارند كه بدانجا رسيدند آن در بر ايشان ببندند ايشان نوميد شوند بر گردند و مؤمنان از آن بخندند ، اينست معنى قول خداى كه گفت : « فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ » عدى بن حاتم روايت كند كه رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : روز قيامت تمكين كنند جماعتى منافقان را تا از پى مؤمنان بر راه بهشت بروند و بنور ايشان عقبههاى صراط ببرّند چون بدر بهشت رسند بر نگرند جمال و كمال بهشت ببينند پاى بردارند تا در